Sunday, July 12, 2009

دوست و دشمن


امروز تلویزیون آلمان صحنه هایی از شهر پامپلونا در اسپانیا را نشان میداد، که در آن هر ساله طی مراسمی گاو های وحشی در خیابان های شهر رها میشوند، و مردمی که به همین منظور از شهر ها و حتا کشور های دیگر به پامپلونا آمده اند، در خیابان ها از دست این گاو های وحشی و عنان گسیخته فرار میکنند. این صحنه من را بیاد تصویر های انداخت که روز های گذشته از میهنمان در سراسر جهان منتشر شد که در آن بسیجی ها نفس کش کنان و باتوم چرخان به دنبال عزیزانمان میکنند. تفاوت گاو های وحشی پامپلونا با آن حیوانات وحشی خیابان های تهران که با بغض و پشتکاری باور نکردنی به سرو روی هم میهنانمان میزنند این است که در پایان مراسم پامپلونا گاو ها توسط گاو بازها کشته میشوند و شرکت کنندگان داوطلبانه در این مراسم شرکت میکنند. در ضمن این گاو ها حرف نمیزنند و در لیست حقوقی بسیج محله نیستند و برای زدن مردم به آنها فوق العاده و مزایا نمیدهند.



دوست و دشمن ملت ایران در پی کارزار آزادی خواهانه اش آشکار شد.

عیار بسیاری از مدعیان خواهان آزادی و بهروزی مردم در این میان زده شد.

نه تنها دوست و دشمن در داخل ایران، که در خارج نیز خود را نشان دادند. چین و روسیه همان راهی را پیش گرفتند که انتظارش میرفت. چین و روسیه با ایستادن پشت حکومت کودتا با بی اعتنایی تحقیر آمیز به اعتراضات مردمی، مطابق معمول سد راه جنبش آزادی خواهانه ملت ایران شدند.این دو کشور با پشتیبانی سیاسی از دولت کودتا، چشم طمع به منابع نفتی و گازی و یا سفارشات نظامی و غیره دوخته اند.

در این میان اما فراموش نکنیم، چه نقش مخرب و غیر انسانی مزدوران لبنانی و فلسطینی حکومت ولایت فقیه بازی کردند. همان فلسطین و لبنانی که هم میهنان ساده اندیش در خارج و داخل برایشان یقه و گلو دریدند، مزدور در اختیار رژیم میدهند تا پسران و دختران ایران را بزنند و تحقیر کنند.

از همان روزهای نخستین اعتراض حضور نیرو های عرب زبان در خیابان های تهران توسط عده زیادی تایید شد.

پس از پخش اخبار در این حول و حوش، یکی از آشنایان که در نخستین روز های انقلاب مسئولیت یکی از لشکر های ارتش در شرق کشور را به عهده داشت تعریف کرد، که روزی آخوندی با حکم اعدام برای 11 ایرانی در بند سپاه پاسداران به ستاد آمد.هیچ سپاهی حاضر به اجرای حکم اعدام نشد. دست آخر آخوند دست به دامان راننده فلسطینی خود شد. این فلسطینی هم بعد از صرف چلوکباب در نهایت خونسردی یازده ایرانی را اعدام کرد، سوار ماشین شد و حاج آقا را روانه تهران کرد تا آنجا " فوق العاده" را تحویل بگیرد.شواهد زیادی وجود دارد که دال بر اعدام و سرکوب ایرانیان توسط نیرو های مزدور فلسطینی و لبنانی از اوایل انقلاب تا به امروز دارد. هدف این نوشته بر انگیختن احساسات بر علیه مردمان این دو کشور نیست، چرا که در میان مردمان فلسطینی و لبنانی هم بد وجود دارد و هم خوب.

مشکل من اما اینجاست، که چرا حتا یک فلسطینی یا یک لبنانی در این میان بلند نشد و صدای اعتراض بلند نکرد که چرا با برادران و خواهران مسلمانمان در ایران چنین میکنید و از همه مهم تر ابراز انزجار از اینکه سرکوب ایرانیان به دست هم وطن های این مردمان انجام میگیرد.چرا باید دولت دمکرات مسیحی- سوسیالیست آلمان با ایرانیان و رنجشان اظهار همدردی کند، چرا باید در آلمان در تظاهرات اعتراضی در کنار ما راست و چپ و سبز و لیبرال و کشیش ایستاده باشند تا با اظهار همدردی کمی از آلاممان بکاهند، اما جای فلسطینی و لبنانی ، که سالهاست از برکت پول نفت این مردم، خانه و مدرسه و بیمارستان برایشان ساخته شده است، نه تنها خالی باشد، بلکه برادر و شوهر و پسر عمو و پسر خاله شان در ایران در حال کوبیدن به سر وروی خواهران وبرادرانمان باشند.

ملت ایران ملت بزرگ و بخشنده ای است.

حافظه تاریخی مردم اما از یاد نخواهد برد چه کسانی در دوران سختی در کنارش ایستادند و چه کسانی نمک بر زخم هایش پاشیدند.



1 comments:

cheyako said...

مصاحبه اختصاصی پایگاه تلاطم با آقای واحد خلوصی.

http://talatomzi.blogspot.com/

لطفا فایل پیوست شده را ملاحظه فرمایید و در صورت امکان انتشار دهید
با سپاس فراوان